تبلیغات
₪₪ میهن1000 ₪₪ The Best Mihan1000 - اس ام اس های جدید

دعوتنامه های کاملا رایگان پارسااسپیس ، پرشین گیگ و کلوب و بالاترینپیوستن به گروه 75هزار نفری بیا تو بندر

:: امروز:
:: بازدیدهای امروز :
:: بازدیدهای دیروز :
:: بازدید این ماه :
:: بازدید ماه قبل :
:: كل بازدیدها :
:: كل مطالب :
::


  • كدام برنامه را میپسندید









  • مزایای عضویت در گروه بیا تو بندر

    پیوستن به بیش از 75000 هزار ایرانی

    دریافت رایگان روزانه ایمیل های متنوع

     ارتباط و همكاری با مجموعه بیا تو بندر

    ..: برای عضویت كلیك كنید :..

    شناسه:
    ایمیلتان:


    محل بنر بیا تو ناجا

     
     

    به ادامه مطلب مراجعه کنید

     ۱-دو نفر در طول مهمانی كنار هم نشسته بودند و یك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت یكی از آنها به دیگری گفت: پیشنهاد می‏كنم حالا در مورد موضوع دیگری سكوت كنیم!

     

    -2 به تهرونیه گفتند: ۱۷ شهریور چه روزیه؟ کمی فکر کرد و گفت: فکر می کنم ۱۵ خرداد باشه!

     

    -3 تهرونیه دو تا بلوك سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌كارش بهش میگه: تو كه فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو كولت؟! تهرونیه میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌كرد!

     

    -4 اصفهانیه موز می‌خوره معده‌اش تعجب می کنه !

     

    -5 بهمن و علی(اصفهانی) سرباز بودن. بهمن میمیره، علی میره برای خانواده بهمن تلگراف بزنه که بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه می‌گه: هر کلمه هزار تومان، برای تاریخ و امضا هم پول نمی‌گیریم. علی می‌گه بنویس: بهمن تیر خرداد مرداد !

     

    -6 تهرونیه عقب عقب راه میرفته، ازش میپرسند: چرا اینجوری راه میری؟ میگه:آخه بچه‌ها میگن از پشت شبیه آلن دلونی!

     

    -7 به تهرونی میگن چرا زن نمیگیری؟ میگه: ای بابا، كی میاد زنش رو بده به ما؟!

     

    -8 باباهه (حواسش نبوده که کلاهش سرشه) به بچه‌اش می‌گه برو کلاه منو بیار. بچه می‌گه: بابا کلاهت که رو سرته! باباهه می‌گه: اه...پس...نمی‌خواد بری بیاریش!

     

    -9 آرنولد میره آبادان، همون شب اول آبادانیه تو خیابون بهش گیر میده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خیابون دیدی بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس میكنه، تا آخر آرنولد قبول میكنه. فرداش آبادانیه داشته با دو سه تا از رفیقاش تو خیابون ‌چرخ میزده، یهو ارنولد میاد میگه: سلام عبود! آبادانیه میگه: اَاه‌ه‌ ... باز این سیریش اومد!

     

    -10 از یه امریكایی و یه آفریقایی و یه ایرانی می پرسن: نظرتون راجع به کوپن گوشت چیه؟آمریکایی می‌گه: کوپن چیه؟ آفریقایی می‌گه: گوشت چیه؟ ایرانیه می‌گه: نظر چیه؟!

     

    -11 یه تهرونی یه نفر رو تو خیابون دید و پرسید: شما علی پسر ممدآقا پاسبان نیستی كه توی ابهر سر كوچه چراغی مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟  تهرونی گفت: ببخشید! عوضی گرفتم.

     

    -12 مرد: بازهم كه پارچه خریدی؟ زن: می‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: این كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقیه‏اش هم برای خودم یه پیرهن می‏دوزم.

     

    -13 جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافیت باشه. گفت: یه بار دیگه زرت و پرت كنی می‏زنم پك و پوز تو خورد می‏كنم.

     

    -14 لره داشته پشت بوم خونش رو آسفالت میكرده،‌ آسفالت زیاد میاره،‌ سرعت گیر میذاره!

     

    -15 معلم: الفبای فارسی رو بگو ببینم. شاگرد: الف ? ب ? پ ? ت ? ث ? چهار ? پنج ? شش ? هفت... معلم: الفبای انگلیسی رو بگو ببینم. شاگرد: ا ? بی ? سی ? چهل ? پنجاه ? شصت ? هفتاد... معلم: الفبای یونانی رو بگو ببینم. شاگرد: آلفا ? بتا ? ستا ? چهارتا ? پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا یه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج ? پنج ? شش ? هفت...

     

    -16 یه تهرونی می‌رسه، می‌خورنش.


    -17 دوتا پسر حوصله‌شان سر رفته بود. یكی از آنها گفت: بیا شیر یا خط بیندازیم. اگر شیر شد میریم دوچرخه سواری، اگر خط شد میریم ماهواره نگاه می‌كنیم و اگر سكه روی لبه‌اش ایستاد میریم درس می‌خونیم!


    -18 یه تهرونی خبر داغ می‌شنوه، گوشش می‌سوزه!


    -19 موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من دارید؟


    -20 یه تهرونی چهار تا قالب صابون می‌خوره تا به مرز خودكفایی برسه!


    -21یه تهرونی نبض بیمار را گرفت و گفت: نمی‌دانم مریض مرده یا ساعت من خوابیده!


    -22 در نیویورك خانم مستر اسمیت رفت پیش وكیل دادگستری و گفت: من می‌خوام از شوهرم طلاق بگیرم. وكیل گفت: بسیار خوب، مانعی ندارد... فعلا دوهزار دلار بدهید تا ترتیب كارتان را بدهیم. خانم گفت: زكی! 500 دلار می‌گیرند كه او را بكشند، چرا دو هزار دلار بدهم؟


    -23 یه تهرونی عینكش را دور دستش چرخاند و بعد به چشمش زد، سرش گیج رفت، نزدیك بود بیفته!


    -24 ببینم، داداش شما چیكاره است؟ راننده است، ?روی? ماشین بابام كار می‌كنه، داداش شما چطور؟ داداش من مكانیكه، ?زیر? ماشین مردم كار می‌كنه!


    -25وقتی زنت خونه نیست چه كار می‌كنی؟ استراحت. وقتی هست چی؟ استقامت!


    -26یه تهرونی می‌خوره زمین، كمونه می‌كنه بعدش تو كلانتری می‌گه: من رضایت نمی‌دهم!


    -27 یه تهرونی سرشو قیرگونی كرده بود، میگن چرا اینجوری كردی؟ میگه: بینی‌ام چكه می‌كرد!


    -28روزی راننده كامیون به یك پیچ رسید، دولا شد آن را برداشت!


    -29یه تهرونی می‌ره سیگار فروشی: آقا سیگار برگ دارین؟ خیر. پس یك بسته كوبیده بدین!


    -30راستی فهمیدی دیشب خانه ما دزد آمد و الان دزده تو بیمارستانه؟ نه مگه چطور شد؟ هیچی، زنم فكر كرد، كه دیر اومدم خونه!


    -31سه نفر به جزیره آدم‌خوارها رفتند. آدمخوارها آنها را گرفتند و در دیگ آب جوش انداختند. كمی بعد در اولین دیگ را برداشتند دیدند اولی از ترس مرده. در دیگ دومی را برداشتند دیدند از ترس بیهوش شده. در دیگ سوم را برداشتند، تركه كه توی دیگ بود، در حالی كه بدنش را مالش می‌داد گفت: ببخشید روشور دارید؟


    -32معتادی كه در حال كشیدن سیگار بود، می‌گوید: یه ژمین لرژه هم نمیاد كه خاكشتر شیگارم بیفته!


    -33 بچه‌ای از پدرس پرسید: فرق تفنگ و مسلسل چیست؟ پدرش جواب داد: پسرم وقتی من و مادرت حرف می‌زنیم بیا گوش كن. آن وقت می‌فهمی فرقش چیه!


    -34 مردی در خانه‌ای می‌رود و از پسر صاحبخانه طلب آب می‌كند. پسر كاسه‌ای پر از آب آورده، به دست مرد می‌دهد. ناگهان كاسه از دست مرد می‌افتد و می‌شكند. مرد خجل و شرمنده شروع به عذرخواهی می‌كند. پسرك هم برای اینكه دل او را به دست آورد می‌گوید: عیب نداره، به بابام می‌گم یه كاسه دیگه واسه سگمون بخره!


    -35 رئیس: خجالت نمی‌كشی تو اداره داری جدول حل می‌كنی؟ كارمند: چكار كنیم قربان، این سروصدای ماشینها كه نمی‌ذاره آدم بخوابه!


    -40 مرد خسیسی كه سی سال قبل از یك فروشگاه كفشی خریده بود، دوباره وارد همان مغازه شد و گفت: ما باز آمدیم!


    -41 دو دیوانه با هم گفتگو می‌كردند. اولی: اگر گفتی فرق كلاغ چیه؟ دومی: خوب معلومه! این بالش از اون بالش مساوی‌تره!


    -38 چرا با جوراب خوابیدی؟ آخه اینطوری راحت‌تر می‌خوابم! واسه چی؟ واسه اینكه دیشب با كفش خوابیدم، خوابم نبرد!


    -39 اولی به دومی: آن دو نفر را می‌بینی؟ ده سال است كه ازدواج كرده‌اند و به قدری یكدیگر را دوست دارند كه آدم فكر می‌كند اصلا ازدواجی بین‌شان صورت نگرفته است!


    -36 یه تهرونی تی‌شرت تایتانیك می‌پوشه، می‌ره دریا غرق می‌شه!


    -37 شنیدم مادرت به رحمت خدا رفته؟ آره! مگه بیماریش چی بود؟ سرماخوردگی. یعنی بر اثر سرماخوردگی فوت كرد؟ آره، آخه وسط خیابون یهو عطسه‌اش میگیره، تا می‌ایسته عطسه كنه یه ماشین بهش می‌زنه!


    -42 مشتری: آقا چرا دیگه می‌خواهی توی حلقم را كیسه بكشی؟ دلاك: آخه خودتون گفتین گلوتون چرك كرده!


    -43 زن: من بر خلاف تو همیشه موقع شنا سرم از آب بیرونه. شوهر: آخه عزیزم، چیز سبك همیشه روی آب می‌مونه!


    -44 احمق كسی است كه به همه چیز اطمینان كامل داشته باشد. مطمئنی؟ صددرصد!


    -45 پسر كوچولو رو به مادرش كرد و گفت: من نمی‌دانم چرا شب‌ها كه دلم نمی‌خواهد بخوابم به زور مرا می‌فرستی بخوابم ولی صبح‌ها كه دلم نمی‌خواهد از خواب بیدار شوم به زور مرا بیدار می‌كنی؟


    -46 صاحبخانه: هر وقت می‌گویم اجاره را بده، می‌گویی: بگذار حقوق بگیرم، پس كی حقوق می‌گیری؟ مستاجر: هر وقت كه استخدام شدم!


    ۴۷-یه تهرونی كنار یه چاهی وایساده بوده، هی میگفته:‌ سیزده،..سیزده،..سیزده.. یكی از اونجا رد میشده، می‌پرسه: ببخشید قربان، می‌تونم بپرسم دارید چیكار می‌كنید؟ تركه یقه یارو رو میگیره، پرتش می‌كنه تو چاه، میگه: چهارده،...چهارده،...چهارده!


    -48 دیوانه اولی: ببینم، مگه تو كری كه جواب سلام منو نمی‌دی؟! دیوانه دومی: نه اون احمد داداشمه كه كره،

     

     اس ام اس های جدید ::Bia2BND.CoM::

     


    لینك مطلب  |  نظرات ()  |  ارسال به 100 درجه کلوب دات کامارسال به 100 درجه  |  Balatarinارسال به بالاترین
    نوشته:
    تواب نبی زاده ساعت: 09:22 ق.ظ تاریخ: دوشنبه 19 اسفند 1387